در مطالعه روایت، حافظه فقط گزارشی از گذشته نیست؛ شیوه یادآوری میتواند زاویه دید، ترتیب رخدادها و لحن را تغییر دهد. مطالعه پیوند ذهن، احساس و روایت به ما کمک میکند بفهمیم چرا یک رویداد برای شخصیتهای مختلف معنای یکسانی ندارد.
میتوان به نشانههایی مثل بازگشتهای زمانی، روایت غیرخطی، تکرار یک تصویر و فاصله میان آنچه راوی میگوید و آنچه خواننده حدس میزند توجه کرد. این نشانهها بهتنهایی دلیل بر یک وضعیت روانشناختی خاص نیستند.
یک تمرین پژوهشی مفید انتخاب صحنهای کوتاه و بررسی آن در سه سطح است: رویداد قابل مشاهده، احساس یا واکنش شخصیت و تکنیک روایی نویسنده. سپس نشان دهید این سه سطح چگونه تجربه حافظه را میسازند.